یک ساعت در لیست مخاطبهایم دنبال آدمی گشتم که یک سری غرِ ساده و بدیهی را بتواند و بخواهد بشنود، بیآنکه برایم روی منبر برود که " برو بابا مردم یه دست و یه پا ندارن ولی غر نمیزنن" یا " پس اگه جای من بودی چی" یا " عیب نداره بهش فکر نکن، میگذره " یا " یک جملهی مزخرف دیگر". از آنجایی که تخم همچین آدمی را سگ خورده، یا ملخ یا هر خر دیگری، دیدم خشمم را سر بلاگفا خالی کنم منطقیتر است.یک حالتی دارم بین خشم، نفرت و درماندگی. گمانم امشب سکته کنم و از دستتان خلاص شوم. از دست همهتان که نه. اگر شما مادر
برچسب:
نویسنده: یونا قاسمی
تاريخ: جمعه
21 آذر
1404 ساعت: 15:31